حلقه واسط ادبیات کلاسیک با دنیای امروز و نسل جدید وجود ندارد

۱۶۲ بازدید

دکتر محمد دهقانی، نویسنده مترجم و منتقد ادبی معتقد است حلقه واسط بین ادبیات کلاسیک با دنیای امروز و نسل جدید یا وجود ندارد یا ضعیف است و حوزه‌های مختلف هنری می‌توانند به معرفی این آثار به مردم کمک کنند.

دکتر محمد دهقانی، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی و استاد سابق دانشگاه‌های سمنان و تهران است. وی آثار متنوعی در شاخه‌های مختلف نقد ادبی (پیشگامان نقد ادبی در ایران)، ادبیات کلاسیک ایران (حدیث خداوندی و بندگی تحلیل تاریخ بیهقی)، ادبیات معاصر (از شهر خدا تا شهر انسان)‌ و ترجمه (علم و دین، روانشناسی دین بر اساس رویکرد تجربی، چند اثر از نیکوس کازانتاکیس و آثار دیگر) به رشته تحریر آورده است و در سال ۲۰۰۶ برنده جایزه دیپلم افتخار انجمن ادبی پارناسوس یونان برای ترجمه آثار کازانتزاکیس شد. همزمان با آغاز فصل جوایز ادبی در نیمه دوم سال و دلایل مطرح نبودن ادبیات معاصر داستانی در میان این جوایز، همچنین در ادامه سلسله مصاحبه‌ها با نویسندگان و مترجمان در مورد مشکلات موجود در بازار ترجمه و نشر و مسائل موجود در زمینه ادبیات کلاسیک با وی گفت‌وگو کرده‌ایم.

اولین بخش از این گفت وگو را که عصر یک روز آخر تابستان و در کتابخانه و مرکز اسناد مجتبی مینوی بعد از پایان کار روزانه تحقیقی دکتر دهقانی در این کتابخانه انجام شده، در مورد وضعیت بازار ترجمه خواندید و قسمت دوم را در مورد ادبیات کلاسیک و موضوعات مطرح پیرامون آن همچنین ادبیات معاصر ایران و جوایز ادبی جهانی می‌خوانید.


ایرنا: در ادبیات کلاسیک عده ای معتقدند اساتید مطرح به جای اینکه سراغ کارهای جدید از روی آثار کلاسیک بروند مرتب تصحیح جدیدی از آثار کلاسیک ارائه می‌دهند، در حالیکه جای کارهای جدید یا کارهای بین‌رشته‌ای خالی است، چقدر با این نظر موافق هستید؟

دهقانی: تصحیح متون کلاسیک که حتما لازم است و دانش وسیعی لازم دارد، بگذریم که الان در دانشکده‌های ادبیات تصحیح متون بدل به رساله کارشناسی ارشد و دکتری می‌شود در حالیکه باید تز داشته باشند. تصحیح متون تز نیست. هرگز نمی‌­توانیم بگوییم این نسخه آخرین تصحیح مثلا مثنوی است. خودم مقاله‌­ای در نشریه نگاه نو نوشتم و تصحیح استاد محمدعلی موحد را از مثنوی «نسخۀ ناسخۀ مثنوی» نامیدم، ولی سخن من به این معنا نیست که اگر در آینده نسخۀ کهن­‌تری از مثنوی پیدا بشود نباید تصحیح جدیدی از مثنوی ارائه دهیم.

با آن چیزی که از مثنوی موجود هست، یعنی بهترین نسخه و نسخه اقدم که نسخه قونیه است و ما هم دانشمندتر از دکتر موحد سراغ نداریم این تصحیح بهترین تصحیح است؛ ولی اگر نسخه بهتری پیدا شد و فرد دانشمندتری بود، تصحیح جدیدی از مثنوی ممکن و منطقی است و تمام شدنی نیست.

ارتباط ضعیف میان آثار کلاسیک و دنیای امروز و نسل جدید

نکته دیگر این است که متاسفانه حلقه واسط میان آثار کلاسیک و دنیای امروز و نسل جدید یا وجود ندارد یا بسیار ضعیف است و این آثار باید معرفی، خلاصه نویسی و ساده نویسی شوند و با شرح و تفسیرهایی همراه با مقدمه‌ها و موخره‌های مفید وگیرا برای ایرانی امروز منتشر شوند. طوری که پاسخگوی بخشی از مسائل امروز مردم ایران باشند.

طبیعی است که اگر ایرانی امروز از خواندن اسرارالتوحید یا تذکره الاولیا یا هر اثر کلاسیک دیگر تغییری در روحیه و منش و زندگی اش ایجاد نشود یا این آثار پاسخگوی نیازهای معنوی او نباشد توجهی به آنها نشان نمی‌دهد.

مساله دیگر این است که متون ادبی کلاسیک فقط از طریق نشر و با بازآفرینی ادبی بین مردم جامعه شیوع پیدا نمی‌کند؛ موسیقی، سینما و تئاتر می‌توانند به کمک این متون بیایند و آنها را با شکل­‌های دیگری زنده و به جامعه معرفی کنند ولی این کارها انجام نمی‌­شود.

ایرنا: ادبیات کلاسیک ما خیلی قوی است ولی در ادبیات معاصر اینطور نیست، ضمن اینکه ادبیات برخی کشورهای همسایه ما مانند کشورهای عربی و ترکیه دست کم در سطح جهانی خیلی مطرح شده است ولی ادبیات معاصر ما خیر، از نظر شما چرا؟

دهقانی: بخشی از ادبیات معاصر ما در دست دولت است و آن طور که شایسته است نمی‌­تواند خود را بروز دهد. از طرفی مساله مجوز هم مهم است که در بعضی موارد ندادن آن به نوعی فضا را برای بعضی افراد باز می‌­گذارد؛ برای آدم­‌های بی‌­هنر میان­مایه که اگر جای دیگری از دنیا بودند نمی‌­توانستند به این راحتی خود را در زمرۀ نویسندگان جا بزنند. این افراد عموما خیلی سروصدا می‌کنند که من داستانی نوشته ام که سال‌هاست ارشاد مجوز نمی‌دهد و حتی مدعی جایزه نوبل هستند. از طرف دیگر مردم، نویسندگان و جامعه به نظرم استانداردهای خیلی فرودستی دارند. برای نمونه نویسنده ترک که جایزه می‌گیرد فقط زبان ترکی نمی‌داند نویسنده ترک موفق حداقل یکی دو تا زبان دیگر را عالی می‌داند، ادبیات اروپایی را خوانده و یاد گرفته و ارتباط دائم دارد و یاد می‌گیرد و به قالب زبان و فرهنگ خودش درمی‌آورد. حتی این امر در مورد نویسنده‌های چینی و هندی مطرح است؛ یعنی اگر نویسنده هندی جایزه بوکر و جوایز دیگر را می‌گیرد به زبان انگلیسی نوشته است.

ایرنا: یعنی کتابی که به زبان انگلیسی نوشته می‌شود جایزه می‌گیرد؟

دهقانی: بله، نویسنده به زبان دیگری غیر از زبان مادری­‌اش می‌­نویسد ولی موضوع کارش چین یا هند است. منظورم این نیست که باید به زبان دیگری غیر از فارسی بنویسیم؛ می‌گویم این نویسنده‌ها به زبان‌ها و فرهنگ‌های دیگری آشنایی دارند که بازتر هستند به خصوص با فرهنگ غربی. کدام یک از داستان‌­نویسان ما به زبان‌­ها و فرهنگ‌­های دیگر آشنا هستند و کدام­یک مثلاً می‌توانند چندخط به زبان دیگری بنویسند؟ من فقط سیمین دانشور را می‌شناسم که هم خارج از ایران درس خوانده بود و هم آثارش ترجمه شده بود.

ایرنا: اگر جایزه نوبل را به عنوان نمونه بررسی کنیم، مثلا خانم سوتلانا الکسیویچ که اهل بلاروس است و سال ۲۰۱۵ جایزه را گرفت کتاب‌هایش به انگلیسی ترجمه شده ولی خودش انگلیسی نمی‌نویسد.

دهقانی: نمی‌گویم لزوما باید به انگلیسی بنویسد، ولی ارتباط دارند و به زبان­‌ها و فرهنگ‌­های دیگری غیر از زبان و فرهنگ خودشان مسلط هستند. مساله ارتباط و اطلاع از دیگر فرهنگ‌­هاست.

ایرنا: البته بعضی نویسنده‌های دیگر ما هم در خارج از ایران تا حدی معرفی شده اند؛ مثلا محمود دولت آبادی که داستان‌هایش ترجمه شده است.

دهقانی: بله هست ولی مثل این است که شما قالی ایرانی داشته باشید و چینی‌ها هم برای شما قالی ایرانی تولید کنند، این آثار هر چقدر هم ترجمه شود به آثار خارجی‌ها نمی‌رسد؛ زیرا اصل کار آنجاست. مثل (احمد) شاملو که فکر می‌کرد خیلی شعرهای خوبی دارد ولی بسیاری از آنها واقعا فقط ترجمۀ خوبی بود از شعرهای فرنگی یا آمریکای لاتین. نوعی بازآفرینی که به جای خود ارزشمند است، اما اگر آنها را به انگلیسی یا سایر زبان­‌های اروپایی ترجمه کنید، مثل این است که زیره به کرمان برده باشید.

کرسی‌های ادبیات فارسی امروز بیشتر به ادبیات معاصر می‌پردازند

ایرنا: از نظر شما چقدر انتخاب موضوع و به‌ویژه موضوعات سیاسی در دریافت این جوایز اثر دارد؟

دهقانی: خوب تا حدی مهم است، همانطور که مثلا در سینما عباس کیارستمی‌چهره ای از ایران معرفی کرد که هر کس مثل او فیلم می‌ساخت موفق می‌شد و جایزه می‌گرفت، ولی کارهای او هم بعدا رنگ باخت. مُدها که حتما تاثیر دارد و دیدگاه‌های سیاسی و منافع سیاسی دولت‌ها هم که این جوایز را حمایت می‌کنند موثر است. کمااینکه از دوستانی که خارج از ایران هستند می‌شنوم سراغ موضوعاتی می‌روند که از نظر من جنبه ادبی ندارد و جنبه سیاسی دارد زیرا از این کارها حمایت می‌شود؛ مانند مساله فمینیسم در ادبیات، مساله پست مدرنیسم و ادبیات پست مدرنیستی، ادبیات تبعید، مهاجرت و زندان. مسائلی از این دست را معتقدم که منافع سیاسی پشت آن هست و این‌ها را تقویت می‌کند.

در همین زمینه اگر توجه کنیم کرسی‌های زبان و ادبیات فارسی در خارج از کشور دیگر امروز کمتر به آثار کلاسیک توجه می‌کنند و در این کرسی‌ها افرادی مثل رینولد نیکلسون (۱۸۶۸ تا ۱۹۴۵) که هیچ، دیگر آدم­‌هایی در حد پاتریشیا کرون (۱۹۴۵ تا ۲۰۱۵) و جولی اسکات میثمی‌(ایرانشناس آمریکایی معاصر متولد ۱۹۳۷) و ریچارد فرای (۱۹۲۰ تا ۲۰۱۴) هم نداریم. ادبیات کلاسیک ایران دیگر برای آکادمی­‌های غربی مهم نیست؛ بلکه جامعه معاصر ایران و جهت گیری‌های آن مهم است و در شناخت آن سرمایه گذاری می‌کنند. در حالیکه نقطه قوت ما بین مردم جهان آثار کلاسیک است و ما را به این نام می‌شناسند، دولت‌ها، موسسات تحقیقاتی و دانشکده‌های حامی‌کرسی‌های زبان فارسی به این سمت رو آورده اند؛ زیرا از نظر مالی تقویت می‌شود.

ایرنا: به عنوان آخرین سوال چه کار ترجمه ای در دست دارید؟

دهقانی: زندگینامه فلسفی نیچه را ترجمه می‌کنم که مفصل هم هست در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است جولین یانگ/ Julian Young که از کارهای قبلی اش‌هایدگر به فارسی ترجمه شده است. وی استاد فلسفه و تخصصش نوشتن زندگینامه است به خصوص از طیف اساتید فلسفه اگزیستانسیالیسم. خودم هم نیچه را دوست دارم و اغلب آثار ترجمه شده نیچه را خوانده ام و وقتی پیشنهاد دادم ناشر هم پذیرفت. ترجمه دیگری دارم که دست نشر ماهی است و با اینکه مجوز دارد ولی نمی‌­دانم ناشر به چه علت آن را نگه داشته است و چاپ نمی­ کند. نامش دانش خطرناک است و موضوعش شرق­شناسی.

پایان بخش دوم و پایانی.

گفت‌وگو از منصوره شوشتری

بازنشر: خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *