نشست بررسی مواجهه حافظ و سعدی در برابر قدرت

۲ بازدید

میزبان: محمد دهقانی
حاضران: کامیار عابدی

محل برگزاری

اندیشگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

تهران، بزرگراه شهید حقانی، (غرب به شرق) بلوار کتابخانه ملی، اندیشگاه کتابخانه ملی

جزئیات

تاریخ شروع:دوشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۹۹

زمان:۱۷:۰۰ الی ۱۹:۰۰

تاریخ پایان:دوشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۹۹

هزینه: رایگان

وضعیت رویداد: گذشته

نوع رویداد: نشست (میزگرد)

تقابل سنت‌گرایی سعدی و مدرنیته حافظ
منبع خبر
تقابل سنت‌گرایی سعدی و مدرنیته حافظ

کامیار عابدی با اشاره به تقابل سعدی و حافظ در نقد ادبی معاصر گفت: افراد مختلف و با اندیشه‌های متضاد، حافظ را مورد بررسی و تحلیل قرار داده‌اند. اما افرادی که به شعر سعدی توجه کرده‌اند، افرادی معتدل و سنت‌گرا بوده‌اند.

به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی ایرنا، نشست بررسی مواجهه حافظ و سعدی در برابر قدرت، به مناسبت بزرگداشت حافظ شیرازی، شب گذشته در کتابخانه ملی برگزار شد، محمد دهقانی، استاد ادبیات فارسی و پژوهشگر که میزبانی جلسه را بر عهده داشت، با اشاره به تقابل دوگانه میان سعدی و حافظ که  از دوره مشروطه شکل‌گرفته است، گفت: در این دوره برخی طرفدار سعدی بودند و برخی طرفدار حافظ البته  در صدسال گذشته، حامیان سعدی کمتر شدند و شاعران  سنت‌گرا به او توجه می‌کردند اما طرفداران حافظ، قدری مدرن‌تر می‌اندیشیدند و در حقیقت، به دنبال نوعی اصلاحات سیاسی اجتماعی بودند و تصورشان این بود که سعدی چون طرفدار سنت است، در مقابل این جهان جدید و دستاوردهای جدید دنیا، نوعی تضاد با این اندیشه‌ها دارد و تفکرات سعدی، از سوی دیگر حافظ گویی بر ضد قدرت استبدادی است، نوآور و نواندیش است.

وی افزود: احمد کسروی از متفکرانی است که در ایران بعد از مشروطه می‌شناسیم و بعدازآن آخوندزاده بر ضد سعدی سخن گفتند، برخی هم هستند که هر چه به‌سوی عصر امروز می‌آییم، می‌بینیم که روشنفکران و متفکران این دوره و حتی روحانی نواندیشی مثل مطهری، از این دوگانه اندیشی استفاده می‌کنند. از شعر حافظ در دورانی که عرفان اهمیت داشته خوانش‌های متفاوتی شکل می‌گیرد و در دوره‌های متأخرتر او را منتقد اجتماعی دانستند بااینکه سعدی، کاملاً نظریه‌پرداز سیاسی است اما کنار گذاشته‌شده است.

متفکران مدرن به شعر حافظ توجه کردند

کامیار عابدی، نویسنده و پژوهشگر، با اشاره به تأثیرگذاری سعدی در دوره خودش و نفوذش در ادبیات هند و عثمانی گفت: این تأثیرگذاری در اواخر قرن هفتم، بیشتر می‌شود، او غزل را به اوج می‌رساند و در تثبیت آن اثرگذار است. او متر و معیاری در غزل‌سرایی می‌شود، در دوره سعدی، دیگر شاعران در دربارها حضور ندارند که این خود موجب می‌شود سعدی مورد توجه مردم قرار بگیرد. از سوی دیگر سعدی مشربی عرفانی یا نیمه عرفانی و اخلاقی دارد که در بوستان جلوه‌گر شده است.

وی با تشریح بوستان، اضافه کرد: کتاب گلستان یکی از آثار مهم در این زمینه است که از ارکان ادبیات فارسی می‌شود که باید در هفت‌سالگی خوانده شود، این موارد ویژگی‌های سخنوری سعدی موجب می‌شود سعدی از قرن هشتم تا سیزدهم، جایگاه بلامنازعی را در زبان فارسی احراز کند.

عابدی افزود: حتی در دوره سبک هندی که شیوه موردعلاقه شاعران، پیچیده بود، سعدی جایگاه خود را حفظ می‌کند. به‌ویژه گلستان، در مکتب بازگشت نیز الگوی اصلی سعدی است و توجه چندانی به حافظ  وجود ندارد. اما در قرن سیزدهم اولین نقد از سوی آخوندزاده مطرح می‌شود، او سعی کرد فضای فکری حاکم بر ادبیات ایران را کنار بزند و بخش‌های سنتی را مورد نقد قرار می‌داد.

وی با نام بردن از پژوهشگران و متفکرانی که روی شعر حافظ کار کرده‌اند و با اشاره به تفاوت‌های فکری آنان، گفت: اگر به شعر حافظ دقت کنیم، می‌بینیم، افراد مختلف و با اندیشه‌های متضاد، حافظ را مورد بررسی و تحلیل قرار داده‌اند. اما افرادی که به شعر سعدی توجه کرده‌اند، افرادی معتدل و سنت‌گرا بوده‌اند.

این پژوهشگر اضافه کرد: در دوره رضاشاهی، یکی از سؤالاتی که در مجلات مطرح می‌شد، این نکته بود که بهترین شاعر ایران چه کسی است. مجله آینده و مهر به این موضوع می‌پرداختند و ادبای آن دوره چون رشید یاسمی‌و محمدعلی فروغی به این سؤال پاسخ می‌دادند اما این تقابل سعدی در برابر حافظ در این سؤال و جواب‌ها دیده می‌شود.

عابدی ادامه داد: فال حافظ در قرن سیزدهم رواج یافته است و نمی‌تواند معیار مردمی‌بودن حافظ تا پیش‌ازاین تاریخ باشد. سعدی بیش از ۵ قرن رتبه اول را احراز کرده و در این حافظ تنها مورد توجه کسانی بوده که رویکرد عرفانی داشتند.

حافظ در دهه ۴۰، سعدی را کنار زد 

وی با اشاره به نوع شاعری سعدی و حافظ گفت:  حافظ سهولت و امتنان غزل سعدی را نداشته است و  به‌طورکلی وقتی با دیدگاه فعلی نگاه می‌کنیم، شعر و اندیشه حافظ استعاری و سعدی تشبیهی است به همین دلیل هم سعدی پس از قرن زندگی خودش مورد استفاده قرار گرفته است.  در دهه ۱۳۴۰، حافظ جای خود را با سعدی عوض می‌کند که بخشی از متأثر از کودتای ۲۸ مرداد است.

این پژوهشگر  ادامه داد: حافظ در قرن هشتم در آن وضعیت دردآور شیراز درگیر بوده است، در دوره حافظ در قرن هشت، بیش از ۷ جنگ رخ می‌دهد و ۵ حاکم عوض می‌شود، سعدی در دوران ثبات زیسته است اما حافظ نقدی به دنیای پیرامون دارد و نوسانات حکام  را دیده است.  همه این عوامل در حوزه ادبیات و ذهن حافظ باعث می‌شود که قابل تأویل تر باشد، هم دیوانی باشد که یک مذهبی از آن تحلیل کند و هم اندیشه‌های غیرمذهبی از آن بهره بگیرند.

عابدی در پایان گفت: درمجموع به نظر می‌رسد که تأویل‌پذیری به اهمیت یافتن حافظ کمک کرده است، حتی در دوره‌ای از شعر او تأویل عرفانی نمی‌شده است.  ما برای خواندن آرای سعدی می‌توانیم به گلستان مراجعه کنیم که واضح است اما حافظ قابل تأویل است. سعدی به خاطر ثباتی که وجود داشته است، نیازی به‌نقد وضعیت موجود نمی‌بیند و به دنبال بهتر شدن وضعیت است و باید جملات او را در دل حکایت‌ها دید اما حافظ نگاه دیگری دارد و با توجه به قابل تأویل بودن اثر او، هر عقیده‌ای از کلام او قابل دریافت است.


 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *