۴۵۸ بازدید
از مجموعه: تاریخ و ادبیات ایران
ناشر: نشر نی
نوع جلد: شومیز
قطع کتاب: رقعی
چاپ اول: ۱۳۹۷
تعداد صفحات: ۸۷
شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۵۸۱-۱
قیمت: ۱۲۰,۰۰۰ ریال
هیچ مبالغه نکردهایم اگر ابوریحان را یکی از معدود دانشمندان جهان بشمریم که، با عدول از معیارهای فکری و عقیدتی حاکم بر روزگار خودشان، بنیادهای تازهای برای دانش بشر پی افگنده و زمینههای تحول آن را فراهم کردهاند. تیزبینی و صراحت بیان نقادانهی بیرونی چنان است که گویی با دانشمندی امروزی، در ردیف بزرگانی چون فروید و آینشتاین و راسل، سروکار داریم. او را میتوانیم نخستین هندشناس و دینپژوه و مردمشناس جهان (به همان معنایی که امروز از این واژهها اراده میکنیم) بدانیم؛ مردی مانند لئوناردو داوینچی که قرنها از زمان خود پیشتر بود و به مسائلی میاندیشید که به خاطر کمتر کسی از مردمان زمان خودش یا حتا بسیاری از انسانهای روزگاران بعد خطور میکرد. به گفتهی باباجان غفوروف، «بیرونی چنان از روزگار خود پیشتر بود که درخشانترین اکتشافهای او را اغلب دانشمندان زمانش درک نمیکردند؛ نخستین کسی بود که به فرمولی ساده برای اندازهگیری محیط زمین دست یافت، و این را محتمل میدانست که زمین به دور خورشید بچرخد.»
درود استاد. نمیدانم اصلا این پیام به دست شما میرسد یا نه یا اصلا زمان کافی دارید که مطالعه بفرمایید یا نه. هیچ! از سر ناچاری مینویسم اینجا.
امروز صبح ساعت شش باید برمیخاستم تا به ترافیک گجسته ی تهران بزنم و زودتر به کلاس تاریخ دهم انسانی برسم برای تدریس (ادعای فضل برای تدریس پیش شما ،خود خیلی حماقت میخواهد چه برسد به آوردنِ واژه تدریس!).
شش بلند شدم ولی خیلی سریع دوباره خوابیدم تا ادامه ی خوابم را بتوانم ببینم که شوربختانه هرکار کردم نتوانستم دوباره در دانشکده مجسمتان کنم که مشغول حرف زدن هستید و شش و نیم، با اعصاب خرد پاشدم و هرجور بود خودم را رساندم و غرولند مدیر را هم شنیدم که هم دیر میکنی هم تحقیقهایی که میدهی به بچهها، بو دار است و تو نمیتوانی یک تاریخ ساده با سوال و جواب برگزار کنی؟ هفته پیش ترجمه استوانه کورش را خواسته بودم یکی بپژوهد.
در کلاس گفتم بروید درباره تاریخ بلعمیاستاد دهقانی تحقیق کنید و کمیهم بخوانید درباره خودش. ۶ نمره مستمر میدهم هر کس بیاید گزارش تحویل دهد.
با این که چندین بار انقلاب را گز کردم امروز برای گشتن ، ندیدمتان. نمیدانم خیلی دوست دارم یک بار توفیق داشته باشم اصلا از دور ببینمتان. یک بار هم الکی تا سر فلسطین آمدم و اتفاقا تا اهل قلم هم رفتم _همانجایی که یک بار زیارتتان کردم_ ولی سودی نبخشید.
بعد از ظهر رفتم پیش آقای آزادیان ، کتاب شاهنامه شما روی میز بود فکر کنم. پشتش زده بود به زودی… بیهقی. گفتم به نظرتان استاد دهقانی جز حدیث خداوندگی ، باز هم بیهقی چاپ میکند؟ گفت فکر نکنم! نه بابا. دکتر دهقانی اهل کتاب سازی نیست بابا.
گفتم امروز خیلی به یاد دکتر بودم استاد! پاسخ داد خیر باشد! بروید ببینید در سایتش ننوشته جایی سخنرانی داشته باشد؟ گفتم مگر سایت دارد؟ گفت بله آقاااا!
دفتر استاد موسوی نرفتم چون دیگر اینقدر رفته ام که کلافه شده اند. هرچه هم ارائه داده برداشتم و دیگر قیافه نحس مرا که میبیند… بگذریم!
با این که دکتر محمد دهقانی را یک بار دیدم ولی خیلی از کتابهایش را ورق زده ام و خوانده ام و مقالههایش نیز در نورمگز. از محبوب ترین شخصیتهای من با بیشترین حد از تضادهای فکری با خودم. بیشترین علاقه ام هم به خاطر استاد ندوشن است که استاد موسوی خبر دارند چقدر علاقه مندم. یک بار هم اشتباهی گفتند به من که فلانی! اخباری که از استاد ندوشن بهت دادم توسط دکتر دهقانی بود! گفتم عجب!
خلاصه در این آخر نوشته ، تشکر هم کنم که نادیده مرا یاری رساندید.
اهل انشا و دل نویسی دخترانه نیستم و از رمان اینها خوشم نمیآید و امیدوارم نوشته مرا ، یک انشاپردازی رومانتیک اینها نشناسید!
نامه ای بود که امیدوارم بهتان برسد و جایی بار عام بفرمایید تا حضرتعالی را بتوانم زیارت کنم.
ببخشید وقت ارزشمندتان را گرفتم. روزگار خوش