مخاطرات شرق شناسی

ادوارد سعید، بازپرس نیست

۲۴۶ بازدید

ادوارد سعید، بازپرس نیست

من کتاب «دانش خطرناک؛ شرق شناسی و مصائب آن» را چند سال پیش ترجمه کردم و به دلایلی انتشار آن به تاخیر افتاد و امسال منتشر شد. در مقدمه ای که بر کتاب نوشته ام، اشاره کرده ام که کتاب امروز برای ما از چه حیثی اهمیت دارد و چرا ترجمه آن لازم بود. اولا خود نویسنده صراحتا در کتاب نوشته است که اگر کتاب شرق شناسی ادوارد سعید نبود، من این کتاب را نمی‌نوشتم؛ یعنی می‌خواهد بگوید شرق شناسی سعید انگیزه اصلی او برای نوشتن این کتاب بوده، چون او معتقد است سعید در نوشته خودش مرتکب اشتباهات فراوانی شده است، چه از حیث واقعیت‌های تاریخی و چه از حیث نظریه ای که در این کتاب وجود دارد مبنی بر اینکه شرق شناسی اصولا یک دانش استعماری و استثماری است. نویسنده یعنی رابرت اروین که هم نویسنده ادبی است و هم پژوهشگر، با این دو موضوع مخالف است. اروین خود تربیت شده سنت شرق شناسی در آمریکا و اروپاست و شاگرد برنارد لوئیس بوده است. ما با دیدگاه لوئیس در قبال شرق آشناییم. او شرق شناس معروفی است، ولی با دیدگاه‌های سیاسی و ایدئولوژیک نسبت به شرق، به ویژه شرق اسلامی‌برخورد می‌کند. یکی از نکاتی که اروین در این کتاب بر آن تاکید می‌کند و آن را جزء نقاط ضعف شرق شناسی سعید می‌داند، این است که او شرق را بیشتر گویی خلاصه کرده در کشورهای اسلامی‌و تازه کشورهای اسلامی‌را هم خلاصه کرده در کشورهای عربی. لوئیس حوزه مطالعاتش بیشتر کشورهای عربی و اسلامی‌بود. اروین هم رساله دکتری اش را تحت نظر لوئیس گذرانده و از استادش تاثیر گرفته؛ گرچه در این کتاب انصافا سعی کرده آن دیدگاه‌های ایدئولوژیک لوئیس را وارد نکند، ولی به هر حال به صورت پنهان در این کتاب هم این موضوع احساس می‌شود. او سعی کرده خیلی محتاطانه بنویسد و در مواردی که احتمالا باعث رنجش مسلمانان یا عرب‌ها می‌شود، سعی کرده با تعابیر ملایمی‌بنویسد؛ مثل انتقاداتی که ولتر از اسلام می‌کند. همه این موارد را خود ادوارد سعید با لحن شدیدتری می‌نویسد، چون هم عرب بوده و هم متعلق به فلسطین و انگار با دست بازتری توانسته آن کار را بکند و خیالش راحت بوده که به او تهمتی نمی‌زنند؛ اما اروین آن چنان خیالش راحت نیست و دست به عصا راه می‌رود و لحن ضداسلامی‌یا ضدعربی که گاه در متفکران دوره روشنگری یا متفکران قرون ۱۷ و ۱۸ مثل ولتر وجود دارد، بسیار ملایم تر شده ولی اساس حرف‌ها بر سر جای خودش باقی است. مقصودم این است که او سعی کرده با دیدگاه منصفانه تری به قضیه نگاه کند.

اروین دیدگاه ایدئولوژیک سعید را کنار گذاشته و در واقع او را نقد کرده و نشان داده است که شرق شناسی یک جریان واحد نیست که عده ای تصمیم گرفته باشند از پیش آن را در مسیر استثمار و استعمار ملت‌های شرق پیش ببرند. اصلا این طور نیست. این کتاب این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد. شرق شناسان انسان‌هایی بودند برخی مستقل با انگیزه‌های کاملا شخصی، برخی هم البته حقوق بگیر دولت‌ها بوده اند و اصولا خودشان از نظر مواضع ایدئولوژیک با دولت‌ها همسو بوده اند و بنابراین در راه آن ایدئولوژی کار می‌کرده اند. برخی از این شرق شناسان انگیزه مذهبی داشته اند؛ مثلا میسیون مذهبی بوده اند و شرق شناس شده اند، چون می‌خواسته اند در سرزمین‌های مسلمانان یا مثلا بودایی‌ها در هندوستان یا در چین مرام مذهبی و دینی خودشان یعنی مذهبی- چه کاتولیک چه پروتستان- را تبلیغ کنند، پس شرق شناس شده اند. بنابراین شرق شناسی محصول فرعی فعالیت آنها بوده است. عده دیگری از سر علاقه شخصی خودشان به شرق و سنت‌های شرقی این کار را کردند. عده ای برای ثروت شرق شناس شدند. عده ای نظامی‌بودند و مقاصد نظامی‌داشتند؛ مثلا در هندوستان سرهنگ انگلیسی علاقه پیدا کرده به متون سانسکریت و روی آنها کار کرده است، یا راجع به ادبیات فارسی در هندوستان و کشمیر این کارها را انجام داده اند. به هر حال انگیزه‌های بسیار متفاوتی در کار بوده و نمی‌شود قضیه را ساده کرد، آن طور که به نظر می‌رسد سعید در کتاب شرق شناسی ساده کرده است و بعد گفته همه آنها عوامل استعمار غرب بوده اند. این کتاب از این جهت تصویر واقعی تری از شرق شناسی به دست می‌دهد.

در وهله دوم کتاب تاریخ دقیق و مفصلی از شرق شناسی و جریان‌های مختلف شرق شناسی است و مهم ترین شرق شناسان موثر را معرفی کرده است. فصلی از کتاب به این موارد اختصاص دارد. به نظرم نقطه ضعف کتاب این است که اروین بیشتر به ادبیات عرب و اسلامی‌توجه دارد و کمتر به زبان‌ها و ادبیات چینی، هند، ژاپن، کره، فارسی و… پرداخته است. اشاره ای کرده است به خصوص درمورد غرب ستیزی در میان مسلمانان به کارهای آل احمد و غرب زدگی اما خیلی کم است. در مجموع کتاب خوبی است از این حیث که شرق شناسی و مسائل شرق شناسی را تقریبا تا دوره معاصر ما در سال ۲۰۰۶ ادامه داده است. از این نظر کامل ترین کتابی است که درباره شرق شناسی وجود دارد.

این کتاب از جهت دیگری مهم است و نویسنده این وجه مهم را هم روی جلد نشان داده است. این کتاب دو نسخه دارد، نه از لحاظ محتوا بلکه از لحاظ عنوان؛ در نسخه آمریکایی زیر عنوان کتاب «دانش گمشده» معرفی شده و در نسخه انگلیسی «شرق شناسی و مصائب آن». شرق شناسان در این راه دچار گرفتاری‌ها و مصائبی شده اند و گاهی جان خودشان را بر سر این راه گذاشته اند، برخی از آنها ثروت و سلامت خودشان را، برخی حیثیت اجتماعی خودشان را، برخی از آنها دیوانه تلقی شده اند و برخی واقعا دیوانه شده اند. برخی در کشورهای خودشان به زندان افتاده اند به جرم اینکه می‌خواهند اشاعه اسلام بدهند و مسیحیت را از بین ببرند. برخی را هم مسلمان‌ها و عرب‌ها در مصر و کشورهای دیگر به عنوان جاسوس و خائن کشته اند؛ بنابراین شرق شناسی از نظر اروین دانشی خطرناک بوده و مصائبی به همراه داشته و تصوری که ما امروزه از شرق شناسی داریم، نبوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *