۴۴۶ بازدید
حاضران: محمد دهقانی، سعید سبزیان، نرگس باقری
محل برگزاری
دفتر انتشارات مروارید
تهران، خیابان انقلاب، بین فخر رازى و خیابان دانشگاه، خیابان شهداى ژاندارمرى، بنبست صفارى، پلاک ۱۲۳
جزئیات
تاریخ:جمعه، ۱۱ بهمن ۱۳۸۷
زمان:
هزینه: رایگان
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در نشست نقد و بررسی «کتاب زنان در داستان» اثر نرگس باقری که عصر دیروز(یکشنبه ۱۱ بهمن) در دفتر ناشر کتاب، انتشارات «مروارید» برگزار شد، محمد دهقانی نویسنده و استاد دانشگاه، با ضعیف برشمردن مباحث تئوری این کتاب گفت: نقد فمینیستی و مباحثی از نقد روانکاوانه و جامعهشناسانه از مواردی است که وجود آنها برای بررسی موضوع این کتاب لازم به نظر میرسد.
وی افزود: در مجموع مبانی نقد نظری کتاب ضعیف است و معلوم نیست نویسنده میخواهد چه فرضیه یا نظریهای را مطرح یا اثبات کند.
این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به نامعلوم بودن دلایل انتخاب نویسندههای زن و مرد در این کتاب گفت: اینکه ملاکهای انتخاب این ۴ نویسنده زن چیست و یا چرا این چند نویسنده مرد از بین بقیه انتخاب شدهاند، یا چرا داستانی مانند «چشمهایش» بزرگ علوی یا «دختر رعیت» م.به آذین مورد توجه بوده نیز مشخص نیست. همانطور که همه ما میدانیم این داستانها جزو اولین داستانهای این نویسندگان است و طبیعتا نقاط ضعف داستاننویسی در آنها مشهود است.
دهقانی با بیان موضوعی چون طرح روحیات نویسنده در شخصیتپردازی قهرمانان اضافه کرد: مطالب کتاب از صفحه ۳۵ تا ۶۶ درباره روحیات نویسنده در شخصیتهاست و این مسالهای بدیهی است. چرا که نویسندهای که داستانی را مینویسد، به طبع روحیات خودش را هم دارد روایت میکند و انتظار میرود این توضیحات چیزی را علاوه بر این موضوعات واضح مشخص کند.
این نویسنده در پایان با اشاره به پارهای نواقص نگارشی در کتاب «زنان در داستان» خاطرنشان کرد: بخش «زنان در برابر مردان» نیز که آخرین مبحث کتاب را تشکیل میدهد، ضرورتی ندارد و به راحتی میتوان آن را حذف کرد.
در ادامه این نشست «سعید سبزیان» نویسنده و منتقد نیز به بیان برخی ویژگیها و نواقص کتاب پرداخت و گفت: ادبیات زنان در کنار جنبش فمینیستی اهمیت پیدا کرده؛ ولی چرا ما باید بیاییم ادبیات زنان و مردان را تفکیک کنیم. این به آن معنی است که ما به جنبش زنان گرایش داریم.
وی با اشاره به فقدان مباحث روایتشناسی در توضیح شخصیتپردازی کتاب زنان در داستان افزود: عنوان کتاب نشان میدهد که نویسنده قصد دارد درباره شخصیتپردازی در داستان بگوید که طبعا باید روایتشناسی پایه محکم آن باشد. ولی تعریفی که از شخصیت داده شده مبنی بر توضیحات ناقصی از روایتشناسی است. وقتی نویسنده به مبانی نظری توجهی نمیکند، چگونه میتواند شخصیت در داستان را تحلیل کند.
سبزیان در ادامه گفت: اگر قرار است شخصیتها را تحلیل کنید، فقط باید آنها را در قالب داستان بررسی کنید و این امر، قاعدتا نباید به خود نویسنده ربطی داشته باشد. این موضوع با عنوان کتاب در تناقض است.
این منتقد خطاب به نرگس باقری گفت: همچنین شما از جهاتی به رمانتیسم نزدیک میشوید و میخواهید بگویید ادبیات ضمیر نویسنده است؛ در حالی که خیلی از نویسندهها خیالپردازی میکنند و این ربطی به ضمیر نویسنده ندارد.
سبزیان که به نبودن ابعاد زیباییشناختی در این تحقیق اشاره کرد، گفت: تحلیلهای نویسنده خالی از هر گونه ابعاد زیباییشناسی است؛ با وجود توجه محدودی که به روانشناسی و جامعهشناسی دارد. نیز، تحلیلها غالبا آماریاند تا ادبی.
وی افزود: تیترهای به کار گرفته شده بسیار خوب است و نویسنده وارد مباحث جدی شده است؛ ولی استدلالها ناقص است و در آنها حکمهای کلی وجود دارد.
این نویسنده با بیان وجوه مثبت این کتاب اضافه کرد: نویسنده کتاب «زنان در داستان» پا به عرصهای گذاشته که میتواند جا را برای تحقیقات بعدی در این زمینه باز کند. کسانی که در روایتشناسی درباره زنان کار میکنند، بسیاری از مطالب در اختیارشان قرار میگیرد. بررسی آثار این ۴ نویسنده نیز در آثار معتبر ادبی قطعا تاثیرگذار خواهد بود.