منوچهری

منوچهری - مجموعه تاریخ و ادبیات ایران - دکتر محمد دهقانی

۲۱۳ بازدید

از مجموعه: تاریخ و ادبیات ایران

مشخصاتمعرفی کوتاه

نویسنده: دکتر محمد دهقانی

ناشر: نشر نی

نوع جلد: شومیز

قطع کتاب: رقعی

چاپ اول: ۱۳۹۷

شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه

تعداد صفحات: ۱۱۰

شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۵۲۴-۸

قیمت: ۱۱۰,۰۰۰ ریال

تلاطم‌هایی که پس از مرگ نابهنگام محمود بر سر جانشینی او ایجاد شده بود و می‌رفت که دو فرزند او، محمود و مسعود، را به رویارویی خونینی بکشاند، با خیانت جمعی از سرداران سپاه و درباریان امیرمحمد و هواداری اکثر لشکریان و تنی چند از پرنفوذترین عناصر دولت غزنوی از امیرمسعود، بسی زودتر از آنچه تصور می‌رفت فروکش کرد و مسعود توانست برادر خود را به آسانی از حکومت برکنار و زندانی کند و درست شش ماه پس از مرگ محمود، به سلطنت برسد. همه شواهد و مهمتر از همه، دیوان خود منوچهری حاکی از آن است که شاعر وقتی به دربار غزنین پیوست که این ماجراها دیگر به پایان رسیده و مسعود بر سریر ملک مستقر شده بود. در دیوان منوچهری از خواجه احمد حسن میمندی که تا محرم سال ۴۲۴ قمری وزیر مسعود بوده است، هیچ یادی نمی‌شود و در عوض از جانشین او خواجه احمد عبدالصمد بارها سخن رفته است و منوچهری چند قصیده عالی در مدح او سروده است. همین خود نشان می‌دهد که شاعر پس از سال ۴۲۴ به دربار مسعود پیوسته و تا پایان عمر خویش که چندان هم طولانی نبوده، در همان‌جا به سر برده است. منوچهری در آغاز کار خود ظاهراً در خدمت فلک المعالی منوچهر بن قابوس پادشاه زیاری گرگان و طبرستان بود و قصیدۀ مشهوری هم گویا در مدح او دارد که با این بیت آغاز می‌شود:
برآمد ز کوه ابر مازندران چو مار شکنجیّ و ماز اندر آن
اما منوچهری در بدو ورود به دربار غزنین، از جانب برخی اقران و هم‌سلکان خود، با استقبال گرمی‌مواجه نشده و در میان آنان مدعیان و مخالفانی جدی داشته است. در قصیدۀ «۶۰» منوچهری از شاعری سبکدل سخن می‌گوید که از روی حسادت وی را به دروغ‌گویی و «تزویرگری» متهم کرده و کوشیده است لطف و رحمت شاه را از او بازدارد. اما منوچهری به ملک‌الشعرای دربار یعنی عنصری متوسل شده و ظاهراً توانسته است با جلب حمایت او از گزند رقبا در امان ماند. منوچهری ارادت تام خود را به عنصری در قصیدۀ مشهوری ابراز داشته که عنوان آن «در لغز شمع» است. وی در این قصیده شمن مدح عنصری، او را بر همۀ اقران خود برتری می‌دهد. عنصری را «اوستاد اوستادان زمانه» می‌خواند و مقام او را از همۀ شاعران مشهور عرب و عجم فراتر می‌برد.
یکی از نکات توجه‌برانگیز در اشعار منوچهری قوافی غریبی است که گاهی به کار برده. از این حیث بهترین نمونه قصیدۀ شمارۀ ۵۶ است که قوافی آن به «یه» ختم می‌شود و ظاهراً نمایندۀ تام و تمام تأثیرپذیری منوچهری از شعر عربی و آشنایی او با زبان و ادبیات عرب است. مطلع آن قصیده این است:
برخیز‌هان ای جاریهریال می‌درفکن در باطیه آراسته کن مجلسی، از بلخ تا اَرمینیه
می‌توان گفت دیوان منوچهری توصیف شاعرانه و البته زیبا و استادانه‌ای است از همان صحنه‌های شگرف شادخواری که در روایت «تاریخ بیهقی» نیز با آنها روبرو می‌شویم. هماهنگی توصیف‌های شاعرانۀ منوچهری با روایت واقع‌گرایانۀ بیهقی چنان است که باید گفت او درست مانند نقاشی رئالیست، با قلم سحار خود خیال‌انگیزترین و با این وجود ملموس‌ترین و واقعی‌ترین تصاویر را از سبک زندگی رایج در حکومت مسعود و منصوبان او به دست داده است.
در این کتاب ابتدا در مقدمه نگاهی انداخته شده به زندگی و زمانۀ منوچهری و تحلیلی از اشعار او و سپس در بخش قصاید برخی از مدحیه‌های او آورده شده است.

منوچهری - مجموعه تاریخ و ادبیات ایران - دکتر محمد دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *