۳۵ بازدید
پرسش از اینکه خوانش «شاهنامه» حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی چه ضرورتی دارد شاید از این منظر قابل بررسی باشد که به مانند خواب و خوراک نیست که آنی و حتمیباشد، بلکه از ملزومات فرهنگی و تمدنی است و تاثیر خود را عمیق تر و درازمدت تر میگذارد. با همین استدلال، توجه نکردن به آن، به مرور موجب از بین رفتن موجودیت جامعه میشود.
اما درباره اهمیت شاهنامه، میتوان همین مهم را درباره دیگر متون کلاسیک نیز به کار برد. زیرا همه این متون از جمله شاهنامه از ستونهای فرهنگ و تمدن ایران هستند و طبیعی است که هر جامعه ای به آن افتخار کند. چه، بدون آن هویت کاملی نخواهد داشت. پس باید به گذشته برگردیم و بخوانیم و حل مسائل امروزمان را در آنها بجوییم و اگر نتوانیم چنین کنیم و سودی ببریم، فایده ای نخواهد داشت. باید که از این رهگذر خود را بهتر بشناسیم و گذشته مان را واکاویم. اگرچه ممکن است نقاط ضعفی هم وجود داشته باشد که باید تضعیف شود.
از سوی دیگر، نمیتوان مدعی شد که فلان شعر یا نقاشی، برای نیاز روزانه و روزمره موثر است که چه بسا مثلا معماری ساختمانهای اصفهان در عصر صفوی یا نقاشیهای کمال الملک، غیرضروری ترین بخش زندگی هستند. به هرروی همه اینها جزئی از فرهنگ و هنرو تمدن ما هستند و باید که برای آنها ارزشی دوچندان قائل شد. البته بر آن نیستم که نسل جوان امروز، چندان گرایشی به متون کلاسیک فارسی ندارد که در مقابل، هنوز هم به اشکال مختلف چاپ و خریداری و خوانده میشوند و پرفروش ترین آثار، مثنوی مولانا، دیوان حافظ، تاریخ بیهقی، بوستان و گلستان سعدی، رباعیات خیام، منطق الطیر عطار، خمسه نظامیو البته شاهنامه فردوسی است. هرچند که باید به مانند دیگر کشورهای دنیا، آنها را بازآفرینی کنیم و در گونههای گونه گون به کار بندیم. وقتی هنوز در سینما و تلویزیون، داستانی از شاهنامه به تصویر کشیده نشده اما از آن رو سریالی با محوریت مختار ثقفی – که مملو از اسامیثقیل عربی بدون کاربرد است – چه جای سخن دارد. مردم نیز به ناچار و ناگزیر تماشا میکنند.
شاهنامه یکی از معدود آثار کلاسیک فارسی است که به زن توجه کرده و شاید بتوان گفت که بیش از هر اثر دیگری، زن در شاهنامه است که حضور جدی دارد. وقتی در کتاب ادبیات فارسی دوم متوسطه جدید، برای مستوری کردستانی یک صفحه شرح حال نوشته اند و فردوسی تنها چند سطر چه جای توقع است. اما حتی اگر نقاشیهای شاهنامه را در مشهد پاک کنند و مجسمه فردوسی را بشکنند، این مردم هستند که در طول هزار سال گذشته از سرایش شاهنامه، آن را حفظ کرده اند و حتی نام فرزندان شان را برگرفته از قهرمانان شاهنامه برمیگزینند. تصور میکنم که شاهنامه هنوز همچنان در جامعه – و حتی نسل جوان – رواج دارد که نباید نسبت به فراموشی و خاموشی اش، بیم داشت.