3 دیدگاه دربارهٔ «شادی و آزادی – ویراسته سخنان دکتر محمد دهقانی در همایش TEDxTums 2016»
يك دوست
دست مریزاد به نظرم بهتر بود مقاله دسته بندی و تیتربندی داخلی داشت تا انشا وار جلوه نمی کرد سپس نسبت میان شادی خیامی و مولانایی را روشن می کردید و می گفتید مولانا چگونه به چنین شادمانی رسید در حالی که اهل انواع ریاضتها بود .یک شادی پایدار . شادی که خیام می گوید قابل تجربه برای هر راننده تریلی هست .تئوری نمی خواهد که برایش حکیم بود.شادمانی دیگران ناشی از گریختن از خردی است که با هستی در گیر است .شادی که منطقا زاییده غافل شدن است وگرنه حاصل نمی شود.البته این مقاله بی گمان تمام سخن شما نیستزو با آرزوی تکمیل آن.
سلام. پیامتان را دیدم. ممنون از عنایتتان. مطلب کوتاه و فشرده بود و لازم نبود تیتربندی شود. شادی، چه خیامیو چه غیرخیامیاش، موهبتی است که همۀ آدمها، چه راننده تریلی باشند و چه نباشند، جویای آن اند. شادی خیامیرا هم هر کسی نمیتواند عمیقاً درک کند. مسألۀ مهم این است که شادی فقط امری فردی و روانشناختی نیست. جامعه ای که ساختارهای بیماری بر آن حاکم اند که غم را اشاعه میدهند و مانع شادی آشکار میشوند مجالی برای شادزیستی باقی نمیگذارد. همۀ حرف من در شادی و آزادی همین است. شادی امری اجتماعی است نه فردی.
بسیار زیبا بود و آموزنده واقعا جامعۀ پراز خشونت و خشم ما بیش از هر چیزی به شادی جمعی نیازمند است؛ ولی به قول آقایون “راهکار” آن چیست؟ حد اقل لبخند زدن در کوچه و خیابان که هنوز ممنوع نشده؛ هرچند با یک گل و صد گل هم باهار نمیشه ممنون استاد عزیز
دست مریزاد به نظرم بهتر بود مقاله دسته بندی و تیتربندی داخلی داشت تا انشا وار جلوه نمی کرد سپس نسبت میان شادی خیامی و مولانایی را روشن می کردید و می گفتید مولانا چگونه به چنین شادمانی رسید در حالی که اهل انواع ریاضتها بود .یک شادی پایدار . شادی که خیام می گوید قابل تجربه برای هر راننده تریلی هست .تئوری نمی خواهد که برایش حکیم بود.شادمانی دیگران ناشی از گریختن از خردی است که با هستی در گیر است .شادی که منطقا زاییده غافل شدن است وگرنه حاصل نمی شود.البته این مقاله بی گمان تمام سخن شما نیستزو با آرزوی تکمیل آن.
سلام. پیامتان را دیدم. ممنون از عنایتتان. مطلب کوتاه و فشرده بود و لازم نبود تیتربندی شود. شادی، چه خیامیو چه غیرخیامیاش، موهبتی است که همۀ آدمها، چه راننده تریلی باشند و چه نباشند، جویای آن اند. شادی خیامیرا هم هر کسی نمیتواند عمیقاً درک کند. مسألۀ مهم این است که شادی فقط امری فردی و روانشناختی نیست. جامعه ای که ساختارهای بیماری بر آن حاکم اند که غم را اشاعه میدهند و مانع شادی آشکار میشوند مجالی برای شادزیستی باقی نمیگذارد. همۀ حرف من در شادی و آزادی همین است. شادی امری اجتماعی است نه فردی.
بسیار زیبا بود و آموزنده
واقعا جامعۀ پراز خشونت و خشم ما بیش از هر چیزی به شادی جمعی نیازمند است؛ ولی به قول آقایون “راهکار” آن چیست؟ حد اقل لبخند زدن در کوچه و خیابان که هنوز ممنوع نشده؛ هرچند با یک گل و صد گل هم باهار نمیشه
ممنون استاد عزیز