نقد داستان «پادشاه و کنیزک» مثنوی بر اساس نظریۀ روانکاوی فروید

۲۶ بازدید

یکی از شاخه‌های نقد ادبی، نقد روان‌شناختی و مهم ترین زیرمجموعۀ نقد روان‌شناختی، نقد روان‌کاوانه است. در روان‌شناسی و روان‌کاوی، برخلاف علم بلاغت، وجه زیبایی شناختی ادبیات چندان اهمیتی ندارد. آن‌چه مهم است معنای نهفته در متن است که از ناخودآگاه یا ضمیر ناهشیار شاعر یا نویسنده سرچشمه می‌گیرد و روان‌کاو می‌کوشد آن را با استفاده از ابزارها و مفاهیم نظری روان‌شناسی کشف کند. بنابراین، نقد روان‌کاوانه ابزاری برای تفسیر متن است و تفسیر خود یکی از بخش‌های مهم نقد ادبی محسوب می­شود. در سال‌های اخیر رساله‌ها و مقاله‌های فراوانی با دعوی نقد روان‌کاوانه نوشته شده‌است که اغلب آن‌ها متأسفانه نه چارچوب نظری درستی دارند و نه تفسیرهای آن‌ها از متون ادبی، معقول و متناسب با نظریه‌های روان‌کاوی است. در این مقاله، نویسنده کوشیده‌است ضمن تحلیل داستان پادشاه و کنیزک مثنوی بر اساس نظریۀ روان‌کاوی فروید، نمونه ای معتدل از نقد روان‌شناختی به‌دست دهد.

بازنشر: فصلنامه نقد کتاب ادبیات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *