ترجمه تفسیر طبری - مجموعه تاریخ و ادبیات ایران - دکتر محمد دهقانی

تفسیر عظیم طبری، هم مانند تاریخ مفصلش، اگرچه به عربی تألیف شده بود، برای زبان فارسی و گویندگان آن منشأ خیر و برکت بود. توجه پادشاهان سامانی به این کتاب و اهمیت آن از منظر اعتقادی، به ویژه در سال‌هایی که از نفوذ اندیشه‌های اسماعیلی در خراسان و اقتدار آل‌بویه در عراق بنیادهای مشروعیت خود را جداً در خطر می‌دیدند، موجب شد که منصور بن نوح سرانجام عده‌ای را به کار ترجمه‌ی آن بگمارد و پس از ترجمه‌ی فارسی تاریخ طبری که اینک به تاریخ بلعمی‌معروف است، کهن‌ترین شاهکار مفصل نثر فارسی را برای ایرانیان به ارمغان آورد…

زبان ترجمه‌ی تفسیر زبانی بسیار ساده و سرراست است. کاملا روشن است که نویسندگان آن، به تعبیر فرای، مقصودی «صرفا فایده‌طلبانه» داشته‌اند (فرای، ۱۳۸۰، ص ۵۳۹). اگر هم گاهی در آن اثری از زیبایی بلاغی یا صنعت‌گری ادبی دیده می‌شود، جنبه‌ای کاملا طبیعی و تصادفی، نه عمدی و آگاهانه، دارد. مقایسه‌ی این ترجمه با اصل عربی تفسیر نشان می‌دهد که هیچ پیوند استواری میان این دو کتاب وجود ندارد…

مترجمان یا بهتر است بگوییم مؤلفان ترجمه عقاید و باورهایی را در آن بازتاب داده‌اند که نه در قرآن دیده می‌شود و نه در تفسیر طبری، بلکه بی‌شک از محیط و فرهنگ خود آنان سرچشمه گرفته است. از باب مثال، در داستان آدم (ع) می‌خوانیم که حوّا پیش از آدم فریب ابلیس را می‌خورد و به سراغ درخت ممنوع می‌رود اما کار او بی‌عقوبت می‌ماند زیرا «امر و نهی همه مردان را باشد و کیخدا [= شوی] را و تا کیخدا گناه نکند کس زنان را به گناه نگیرد» (طبری، ۱۳۶۷، صص ۵۲-۵۳)

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *